ندارد

دختری که دلش بال میخواهد

ندارد

دختری که دلش بال میخواهد

یک دانشجوی پزشکی، یک پزشک آینده :)

آخرین مطالب

It's not her fault that she's so irresistible
But all the damage she's caused isn't fixable
Every twenty seconds you repeat her name
But when it comes to me you don't care
If I'm alive or dead

بعضی ها جدابند، خود به خود جذبشان میشوی، شاید ناخودآگاه حرف های درست را در موقعیت درست میزنند. انقدر درست که فکر میکنی عاشق شده ای. ولی بعد که نزدیک شدی و احساسشان را به تاراج بردی، به خودت می آیی که نه عشقی مانده و نه جذابیتی. بعد شروع میکنی از دیگری گفتن، اینکه چقدر یک نفر دیگر را دوست داری. مقایسه میکنی. میفهمی منظورم را؟ عشق وجود ندارد...

So objection I don't wanna be the exception
to get a bit of your attention
I love you for free and I'm not your mother
But you don't even bother
Objections I'm tired of this triangle
Got dizzy dancing tango
I'm falling apart in your hands again
no way I've got to get away

این وسط تکلیف دل شکسته شده چه میشود؟ این وسط عشقی که بدون هیچ قید و شرطی داده شد چه میشود؟ جوابش را میدانی. انکار! انکار میکنی عاشق بوده. انکار میکنی همه چیز را. میگویی عشق؟ کدام عشق؟ تو که عاشق نبودی! من بودم!! دریغ از دلی که این حرف هابت آتشش میکشد، تکه پاره اش میکند. میسوزد و هیچچچچچ نمیگوید مبادا ناراحت شوی. میفهمی منظورم را؟ صداقت وجود ندارد...

Next to her cheap silicon I look minimal
That's why infront of your eyes I'm invisible
But you gotta know small things also count
You better put your feet on the ground
And see what it´s about

 مقایسه میکنی : میدانی فلانی؟ فلانی از تو خیلی بهتر استو خوشگلتر است. یا مذهبی تر است. یا با من بیشتر راه می آید. یا نمیدانم، طرز فکرش بهتر است. خلاصه دست آویز های زیادی وحود دارد که بخواهی خودت را تبرعه کنی. که چشم هایت را ببندی و بگویی کدام دل؟؟؟ کدام شکستن؟؟ مگر من چه کردم؟؟؟ بعد طرفت را خورد میکنی. انقدر خورد میکنی تا قلب شکسته اش اصلا پیدا نباشد. به هر چیز کوچک و بزرگی چنگ میزنی. میفهمی منظورم را؟ احترام وجود ندارد...

So Objection I don't wanna be the exception
To get a bit of your attention
I love you for free and I'm not your mother
But you don't even bother
Objection The angles of this triangle
Got dizzy dancing tango
I'm falling apart in your hands again
No way no no no no

بعد یک نفر گیج میشود از حرف هایت. این که بود اصلا؟ طوفان بود؟ چه بود؟ من بدم؟؟ من ناپاکم؟؟ بعد دیدگاهش نسبت به همه چیز فرق میکند. دیگر نه دلش عشق میخواهد و نه دلش هیج چیز دیگر. میفهمی منظورم را؟ احساسی وجود ندارد...


I will wish there was a chance for you and me
I will wish you couldn't find a place to be
away from here! ow!

دور میشود، میفهمد تنها شده، میفهمد هیچ چیزی درست نبوده از اول. میفهمد هیچ کسی را ندارد که بر زخم هایش مرهم بگذارد و میفهمد همه کثیفند. میفهمی منظورم را؟ دوستی وجود ندارد...


this is pathetic and sardonic
It's sadistic and psychotic
Tango is not for three
was never meant to be
but you can try it
rehearse it
or train it like a horse
but don't you count on me
Oh don't you count on me boy!

به جایی میرسی که دیگر مهم نیست. یک نفر دلی شکست. یک نفر دلی شکاند. این وسط، دل شکسته را دنیا تنگ شده، دل شکانده را هیچ چیزی نشده. یک روزی می آید که چشم ها باز میشود، بار این عذاب را تا کی توان به دوش کشید؟ چطور میتوان کنار آمد با دل شکسته شده؟ با خودش که دلی را شکانده؟ میفهمی منظورم را؟ ببخشش وجود دارد، جمع کردن خورده های دل شکسته وجود دارد، زندگی جریان دارد، اما از بین رفتن واقعیت کارها و حرف هایی که انجام شده و زده شده هیچوقت و هرگز وجود ندارد. مراقب باش.

shakira - objection